جاربتا

توییت‌های میم الف

آرشیو مطالب

  • جار ۳۳

    آخرِ هفته‌ی پیش یک مسافرت دو روزه، رفتیم روستای عزالدین. تازه معنی مسافرت آخرهفته‌ی خارجی‌ها رو فهمیدم 😁؛ واقعا برامون لذت‌بخش بود. اونجا خیلی‌ها رو می‌دیدم که کل تفریح‌شون فقط عکس گرفتن بود، ولی ما حتی یک عکس هم نگرفتیم 😀.

  • جار ۳۲

    دیروز با داداشم علی برای انتخاب مسیر زندگی و شغلیش خیلی بحث کردم! فکر کنم تونستم بعضی از واقعیت‌های زندگی رو براش روشن کنم. قبطه می‌خورم که کاش منم داداش بزرگتر داشتم تا به مسیر درست هدایتم می‌کرد؛ شاید خیلی از اشتباهات رو تو زندگیم نمی‌کردم 😒! البته شاید هم برعکس می‌شد و می‌شد عامل […]

  • جار ۳۱

    ساعتی پیش، دانشجویی اومد به مغازه و شروع کرد به نقد زندگی شخصی آقای رائفی‌پور. با این یک جمله «اهل سنت کلا صیغه ندارد» قانع شد و بعد از اون منبر من شروع شد و ایشان یک ساعت مستمع سر تا پا گوش بنده بودند 😀! خدا رو شکر که دشمنان ما (شبهه‌افکنان) را از احمق‌هایی […]

  • جار ۳۰

    مدت‌ها بود دوست داشتم تو مراسماتی چون احیاء شب‌های قدر به صورت کامل بمونم و نیمه‌کاره رها نکنم؛ دیشب توفیق حاصل شد و خدا رو شکر با حضرت همسر از این مراسم پرفیض به صورت کامل استفاده کردیم.

  • جار ۲۹

    مدتی بود تصمیم داشتم ۲ تا پالت بیارم و بجای تخت تو مغازه برای زمان استراحت استفاده کنم و امروز انجام دادم. استراحت روی ۲ تا تیکه چوب چنان لذتی برام داشت که انگار دنیا رو بهم داده بودند؛ همان لذت آسانی بعد از هر سختی.

  • جار ۲۸

    خواستم یک از اقساطمُ بدم، دیدم اینترنت بانک اجازه پرداخت نمی‌ده و میگه باید برم شعبه و کارمزد سالانه رو بدم. یدفعه دلم ریخت، ۳ قسط عقب افتاده با کارمزد سالانه می‌شد ۴ برابر موجودی حسابم! اگه پرداخت نکنم، آبروم پیش ضامنم می‌ره؛ با عجز رفتم سراغ امام زمان (عج). اولین وسیله‌اش برای حل مشکلم […]

  • جار ۲۷

    امروز فایل‌های توی هارد اکسترنالم رو مرتب می‌کردم؛ چیزایی توش بود که علاوه بر بی‌استفاده بودن، حتی تا به حال ندیده بودمشون 😏! یاد آخرت افتادم که وقتی دفتر اعمال‌مون ریکاوری میشه، چه اعمالی ( ثواب یا گناه) درونش خواهد بود که الان بی‌خبریم 😒؟

  • جار ۲۶

    به نظرم از هدایت تا ضلالت ، ۴ مرحله طی میشه! خدا ما رو هدایت می‌کنه تا آدم بشیم 🙂. خدا با اتمام حجت بهمون ثابت می‌کنه، خودمون نمی‌خوایم آدم بشیم. اخراج از جامعه مسلمین برای عدم تاثیرگذاری روی بقیه. سوق دادن به ضلالت (بر خلاف مرحله اول)! «فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی […]

  • جار ۲۵

    می‌گن تکرار هر عملی باعث شکل‌گیری عادت میشه و عادت‌ها هم شخصیت هر آدمی رو می‌سازه! و چه زیباست هر عادتی که نماد بندگی باشه! مثل اذان و اقامه، نماز، تسبیحات، دعای فرج امام زمان (عج) و …! این‌ها بعضی از چیزهایی است که سعی کردم تو این سال جدید بدون وقفه و کم و […]

  • جار ۲۴

    بدترین عذابم، هم‌صحبت شدن اجباری با آدم‌های حرّافه! از اون بدتر اینه که راست تو چشام نگاه کنه و دروغ‌های شاخ‌دار (خالی‌بندی) بهم تحویل بده! امروز بالاجبار همنشین چنین کسی بودم و تقریبا یک ساعت از عرش تا فرش خالی بست 😑! ان‌شاءالله خدا منو از این رذیلت اخلاقی دور کنه و هیچ‌وقت تو زندگیم […]

  • جار ۲۲

    امروز داشتم به سال آخر دانشگاه (۱۳۹۳) فکر می‌کردم! اون موقع آینده‌ی زندگی رو جوری تصور می‌کردم که قراره دنیا رو کن فیکون کنم! بعد از گذشت ۵ سال، الان کمی آروم شدم و منطقی؛ فهمیدم که باید خیلی خیلی روی دیگران کار کنم تا دلشون رو نرم کنم برای شنیدن و قبول کردن سخن […]

  • جار ۲۱

    برای مطالعه‌ی این سفرنامه از قسمت پی‌نوشت‌ها استفاده کنید.

  • جار ۲۰

    تو یکی از وبلاگ‌هایی که می‌خوندم یک موضوعی ثبت شده بود، با عنوان سفرنامه. خوندن چند پست از این موضوع برام جالب بود! تقریبا حافظه‌ی خوبی برای بیادآوری خاطرات گذشته دارم، ولی اگه پیر شدم و آلزایمر گرفتم چی 😀؟ کار جالب و به یاد موندنیه؛ ان‌شاءالله از سفرنامه‌ی اربعین ۹۳ شروع به نوشتن در […]

  • جار ۱۹

    امروز بعدازظهر از مسیر بلوار پیامبر اعظم رفتیم جمکران؛ موکب‌ها داشتند خودشون رو برای فردا شب (شب میلاد آقا) آماده می‌کردند. یکسال همین مسیر رو پیاده رفتم جمکران! خیلی شلوغ میشه و امکانات اصلا پاسخگوی جمعیت نیست! یاد اربعین افتادم و جمعیت ۳۰ میلیونی که چطور مدیریت می‌شه! میشه دست خدا رو پشت حماسه اربعین […]

  • جار ۱۸

    رهبر انقلاب : صبر بر طاعت یعنی وقتی که یک کار لازم را، یک کار واجب را، یک امر عبادی را، اطاعت خدا را می‌خواهید انجام بدهید، از طولانی شدن آن ملول و خسته نشوید؛ میان راه رها نکنید … زندگی من فعلا در همین مرحله‌ی صبر قرار داره! خیلی خیلی مرحله‌ی سختیه 😥! گمونم […]

  • جار ۱۷

    دوران دانشجویی هفته‌ای حداقل سه روز می‌رفتم زیارت حضرت معصومه (س). گذشت و کار و زندگی بیشتر شد و الان گاهی حتی در ماه یک روز هم بزور بتونم برم زیارت بی‌بی! امروز تو حرم امامزاده جعفر (ع) تصمیم گرفتم هر بهونه‌ای رو کنار بذارم و هر روز صبح برم زیارت بی‌بی و برگردم مغازه […]

  • جار ۱۶

    امروز مسافرت عیدمون رو رفتیم حرم امامزاده جعفر (ع). تقریبا ۶۰ کیلومتر با قم فاصله داره و ۴ ساعته رفتیم و اومدیم. کلا یهویی تصمیم به سفر می‌گیرم و یهویی به خدا توکل می‌کنیم و راه می‌افتیم! هر چقدر هم می‌خوام عکس بگیریم و یادگاری نگه داریم باز یادم می‌ره! عجیب مسافرت می‌کنم 😀!

  • جار ۱۵

    آدم بی خدا چطور زندگی می‌کنه 🤨؟ ماها که همه‌ی زندگی‌مون از خداست، باز گیریمُ و همش خدا خدا می‌کنیم. بی ایمان‌ترین مون هم باز سالی یک بار هم شده خدا رو صدا می‌کنه. امروز با شاگردم هادی سر اینکه بره مغازه بزنه، خیلی حرف زدم و هزار و یک دلیل و منطق براش آوردم! […]

  • جار ۱۴

    نمی‌دونم قضیه‌ش چیه از اول امسال همش حس و حال اربعین رو دارم! معمولا سال‌های گذشته از اول محرم حس و حال اربعینی سراغم می‌اومد ولی امسال از اول سال و شش ماه مونده به اربعین حس و حالم عوض شده! نمی‌دونم خدا چه برنامه‌ای برام داره 😀!

  • جار ۱۳

    پسرعموم عید رفته بود مشهد و اونجا تو هیئتی، سخنران گفته بود : هیچ وقت در طول تاریخ کربلا رفتن اینقدر راحت نبوده و معلوم نیست که تا کی همینجور بمونه! هر جور شده اربعین برید کربلا. کاش می‌تونستم هزاران نفر رو با هر وسیله‌ای (کامیون و …) اربعین ببرم کربلا … ان‌شاءالله امسال که […]

  • جار ۱۱

    امشب قسمت شد ساعتی مهمان همسایه‌ی عزیزمان حضرت معصومه (س) بشم. مثل همیشه حال خوب رو بهم دادند. دوست نداشتم از کنار ضریح مطهر جدا بشم؛ بشینم و فکر کنم به دنیا؛ تنها مکانِ قابلِ دسترسم تو این عالم که فرصت اینکار رو دارم. برای همین دل کندن ازش برام سخته! امروز به معراج فکر […]

  • جار ۱۰

    ما مردم ایران، همه‌مون (چه رای دهندگان به روحانی و چه بقیه) خودمون مسبب اصلی شرایط الان کشور هستیم. ولی از زیر بار مسئولیت اشتبا‌ه‌مون شونه خالی می کنیم و فقط به دولت و نظام فحش می‌دیم ! همش به این موضوع فکر می‌کنم که ما حتی نمی‌تونیم انتخاب‌های خودمون رو قبول کنیم، چطور می‌تونیم […]

  • جار ۹

    این روزها کمی زندگی‌مو سر و سامون دادم. کار و پژوهش رو گذاشتم برای مغازه. مطالعه و زندگی رو برای خونه. فقط تنها مشکلم برنامه‌های مزخرف تلوزیونه که همسرم شبا می‌بینه؛ البته دوست ندارم چیزی رو بهش تحمیل کنم وگرنه اگه بخوام خاموش می‌کنه! هم مزاحم مطالعه کردنمه هم اینکه کلا متنفرم از برنامه‌های کپی […]

  • جار ۸

    امروز تشییع جنازه‌ی همسایه‌مون مش اکبره. دیشب بابام می‌گفت، همسایه بغلیش تعریف می‌کرده که شب داشته جون می‌داده، انقدر با مشت به دیوار کوبیده که نمی‌ذاشته اینا بخوابن! تازه بچه‌هاش هم تو خونه‌ش زندگی می‌کردند. خدای نکرده اگه همین اتفاق برای بابای من می‌افتاد و من و همسرم پیشش نبودیم، می‌تونستم خودمو ببخشم!؟

  • جار ۷

    بعضی از اطرافیان خیلی به زندگی من و همسرم قبطه می‌خوردند. ما یه ضرب المثل در این مورد داریم: آدامون مین‌نَنَ یی‌یَنی اولسون ولی بیر دَنَ دی‌یَنی اولماسون! با این که زندگی ما خیلی معمولیه، ولی نمی‌دونم چرا کلا تو چشم‌شون هستیم 😖. تنها فرق زندگی ما با اونا اینه که ما همیشه می‌گیم خدا […]

  • جار ۶

    سال‌ها پیش بود که یه قاب شیشه‌ایِ رومیزی با شعر زیر از جمکران خریدم؛ اون موقع فقط از شعرش خوشم اومد ولی الان چند ساله به این نتیجه رسیدم که فقط یک بیت شعر نبود و معنای زندگی دقیقا همینه (البته نه به این معنا که درویش‌گونه زندگی کنی)، ولی زندگی خیلی بی‌ارزش‌تر از اونیه […]

  • جار ۵

    تا این جای زندگیم فقط یک جا بود که مفهوم کُل رو دیدم، اونم اربعین بود. همه جای این دنیا فقط جزئه که مهمه غیر اربعین . خونه‌ی من، ماشین من، رفاه من و صد‌های مملوک منِ دیگر. هم و غم زندگی ما شده پاسداری از مملوکات خودمون. یعنی تو کل دنیا فقط جزء مهمه. […]

  • جار ۴

    ویزای عراق رایگان شد. تنها خبر خوشحال کننده‌ای که از سیاست‌مدارهای کشور تو این چند سال اخیر شنیدم بود. ویزای ۵۰ دلاری و ۷۰۰ هزار تومانی حضور تو اربعین رو واقعا سخت می‌کرد. یاد آیه‌ی  «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» افتادم، اربعین امسال به معنای واقعی کلمه پدرمون در اومد 😙 ولی خدا برای سال بعد جبران […]

  • جار ۳

    حس می‌کنم دنیا به سمت بی‌معنایی حرکت می‌کنه. کل صحبت‌های روز مردم در مورد مسائل مسخره و پوچ شده. دیگه کمتر کسی دنبال رشد فردی و اجتماعی می‌گرده. همه فقط خودشون رو رأس عالم می‌دونند. کمتر کسی باور داره که ما هیچ هستیم! اگر باور کنیم هیچ هستیم، تلاش می‌کنیم تو این دو روزِ دنیا […]

  • جار ۲

    در کنار پدر و مادر بودن اتفاق خیلی باحالیه که قابل وصف نیست؛ البته هر کسی قدر اونو نمی‌دونه. شرایط الان زندگی من طوری شده که بر خلاف کل زندگیم، این بار بیشتر از مادر کنار پدرم هستم. برای همین خیلی دلتنگ مادر می‌شم … . همین هفته‌ای یک جمعه و چند ساعت دیدن مادرم […]

  • جار ۱

    از ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ (تاریخ ساخت این وبلاگ) تا امروز (۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸) ۷۳ پست در این وبلاگ ارسال کردم؛ حال تصمیم به تغییراتی گرفتم، تا نوشتن در این وبلاگ وقت تلف کردن نباشد. بعضی از جارهایی که طبق سیاست جدید وبلاگ مفید باشد را نگه می‌دارم و مابقی را حذف می‌کنم. ان‌شاءالله نوشتنم برای […]